نياز
۱۳۸۱/٧/۱٦
روز کودک مبارک
نگار من که هميشه روز مادر و روز پدر و سالگرد ازدواج ما و تولدهای هرکدوممون را با کلی برنامه و کاردستی و خوراکی جشن می گيرد و هميشه هم شاکی است که ما روز کودک رو به اندازه کافی جدی نمی گيريم امروز راضی شد ه.گ. امروز رو مرخصی گرفت و صبح ما رو برد به قول شهريار ماشين ددر. خريدهامون رو که کرديم و اومديم خونه به من گفت می رم شير بخرم و وقتی برگشت يک کيک دستش بود به شکل قلب که روش نوشته بود روزتان مبارک و يک واکمن برای نگار و يک ديوارکوب teletubbies كه برنامه تلويزيوني مورد علاقه شهرياره براي شهريار. جفتشون هم قبل از اين كه فكر هديه هاشون باشن همون دم در و وسط راهرو شروع كردند با انگشت كيك خوردن! شهريار كه اصلا جاي نهار كيك خورد. نگار هم كه مدرسه اش اين هفته شيفت بعد از ظهره كاملا از مود مدرسه رفتن خارج شده بود و من هي بايد بهش غر مي زدم كه زودتر كاراش رو بكنه و بره. راستي حرف غر زدن شد. ديشب ه.گ شهريار رو نشونده بود روي پاش و نگار هم نشسته بود كنارش. از اون لحظه هاي كداكي. ه.گ به نگار گفت تو گلي و بعد به شهريار گفت تو بلبلي به من هم گفت تو سنبلي و بعد رسيد به سارا خواهرش و موند كه چي بگه. بهش گفتم من از لقب سنبل صرف نظر كردم بدهش به سارا. گفت پس حالا تو چي باشي؟ و يك هو مثل توي كارتون ها كه چراغ بالاي سر يارو روشن مي شه، صورتش نور گرفت و گفت هان تو هم غرغري! و تاييدش رو از نگار خواست و اون هم صد دفعه تند تند سر تكون داد كه يعني آره از اين برازنده تر پيدا نمي شه لقب براي مامان! ياد چراغ ها را من خاموش مي كنم افتادم و اون جا كه مادره نامه عاشقانه پسرش رو پيدا كرده و بعد از خوندنش مي گه مثل اين بود كه يك جايي كه اصلا انتظارش رو نداري يك آينه گذاشته باشند جلوت و خودي كه توي آينه مي بيني هيچ شبيه خودي كه مي شناسي نباشه. من هم اصلا تصوري كه از خودم دارم غرغرو نيست ولي ظاهرا براي دخترم كه اين طور شده ام. ه.گ. كه مي دونم شوخي مي كنه. نگار هم مي دونم كه خيلي دوستم داره ولي خب در عين حال لابد تحملم هم مي كنه. شايد بايد از يك سري چيزها بگذرم. بدبختي همون كمال گرا بودنمه. وقتي پتانسيل هاي نگار رو مي بينم نمي تونم قبول كنم كه كم كاري كنه و خودش رو به اون اوجي كه مي تونه نرسونه. ولي بايد خودم رو تعديل كنم.
خلاصه جفت بچه ها از همه چي عشق كردند. مرسي ه.گ. عزيزم!
خدا كنه زندگي براي همه بچه هاي دنيا شيرين تر بشه.
Niaz

[خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]