نياز
۱۳۸۱/٩/۳
تا چهار نشه بازی نشه!
دفعه چهارمه که يادداشت امروز رو می نويسم. دفعه اول وقتی نوشتم و زدم روی فرستادن اين يادداشت، قطع شد و با back زدن هم برنگشت و متن گم شد که گم شد. دفعه دوم مفصل تر و بهتر هم نوشتم کنترل + سی رو هم زدم و متن رو کپی کردم تو حافظه موقت، اما این بار برق کامپيوتر قطع شد!! دفعه سوم هم شهریار داد زد نوبت منه و پرید تو بغلم و شروع کرد با ماوس و کیبورد ور رفتن و همان شد که نباید می شد. حالا خوبه که بیشترش رو از ترس ضبط کرده بودم توی يک فايل متنی. اینه که فقط لازم شد این توضیح اول رو اضافه کنم و تهش رو تکمیل کنم. خداکنه این دفعه بی دردسر منتقل شه.
ه.گ. برای دفترش کامپيوتر گرفته و وصل شده به اينترنت. ديروز با هم گپ کامپيوتری زديم (چت) و کلی کيف کرديم. مسنجر من معمولاْ خاموشه و خاک می خوره چون خواهرم اين روزها درگير کارشه و کمتر فرصت گپ زدن با من رو داره و هر وقت مسنجر رو روشن می کنم تنها چيزی که نصيبم می شه پيغام های بی سر و ته و اعصاب خورد کن ملت بی کاره که يا پروفايل من رو نخوندن و نمی دونن که من «عيالوارم» و خانواده ام رو هم خيلی دوست دارم يا خودشون رو به طرز مقاومت ناپذيری جذاب فرض کرده اند، زرشک. خدا اين ignore یاهو رو عمرش بده، فقط حیف که محدوده به ۵۰ نفر و وقتی پر شد بايد چندتا از قديمی ها رو پاک کنی تا جا برای مزاحم های جديد باشه! دوست ندارم invisible باشم. وسواس احمقانه ایه ولی به نظرم میاد چرا من باید خودم رو قایم کنم وقتی اونای دیگه ان که دارن کرم می ریزن؟ یک بار کلافه شدم و status مسنجرم رو عوض کردم و نوشتم: I'm married. Don't bother!0 از شانسم همون موقع رامین اومد رو خط و پيغام داد حالا هيچ جوری نمی شه مزاحم شما شد خانوم؟؟؟!!! خلاصه از من به شما نصيحت، اگه از اون آدمايی هستين که می خواين با مسنجر دوستای جديد پيدا کنين همه اش نزنين salam, hi, kojayee, alo تو رو خدا تو همون خط اول خودتون رو مختصر و مفید معرفی کنین هم A/S/L و هم شغل و سرگرمیها و هر چیز دیگه ای که کمک می کنه تا آدم بتونه یک ذره شمای غریبه رو بشناسه بلکه دلش بخواد از کاری که مشغولشه یک لحظه فارق بشه و جوابتون رو بده. همه که بی کار نیستن!
بالاخره ویندوز ایکس پی رو با راهنمايی مبسوط و با حوصله آقای اسدی و ساير دوستان عزيزی که ياری کردن تا ما کامپيوترداری کنيم نصب کرديم. رفتيم يک سی دی پروفشنال و full and final version خریدیم و اول گذاشتیمش روی درایو ئی که ویندوز میلنیم هم داشته باشیم. بعد از دو سه روز که من خیالم راحت شد که هر چی من می خوام داره (آخه برادر شوهرم و شوهر دخترعموم که مبلغ سفت و سخت ويندوز ايکس پيه می گفت داس نداره. من هم ترجمه ام رو با زرنگار تحت داس می کنم. بعد ديدم نه داس هم داره.) در يک اقدام متهورانه ويندوز ايکس پی رو کردم سيستممون. فعلاْ که ازش خوشم مياد.
گروه ياهومون خوب جون گرفته. اعضای نازنينی داره که وقت می گذارن برای شناختن هم، رفع مشکلات هم، دلداری دادن به هم و شاد کردن هم. دمتون گرم بچه ها!

خيلی دلواپس دانشجوهام. کاش به خير بگذره. undefined
Niaz

[خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]