نياز
۱۳۸۱/٩/۱۱
 
هنوز هم ياهو با من سر سازگاری نداره. حداقل خوبه که نامه پارسيميل توی گروه خوانا بوده. اما دلم خيلی برای بر و بچه ها و صحبت های گروه تنگ شده و خيلی هم دوست دارم بدونم واکنش ها چی بوده به نامه ام.
ديروز روز جهانی مبارزه با ايدز بود که این جا نسبتاْ بی سر و صدا برگزار شد. ديشب نشستيم بحث آخر اخبار ساعت ده و نيم کانال دو رو نگاه کرديم که راجع به اين موضوع بود. از پارسال خيلی صريح تر شده بود صحبت ها ولی هنوز مشکل دارن. آخه وقتی طرف نمی تونه رک و پوست کنده حرفش رو بزنه چه جوری می خوان «اطلاع رساني» کنن؟ تو فلان کشور آفريقايی خود نخست وزير مياد تو راديو می گه اين کار و اين کار و اين کار احتمال ابتلا به ايدز رو می بره بالا. مسائل جنسی رو علناْ می گه. اما اين جا به قول يکی از اين کارشناس های ديشبی ميان موارد جنسی رو در باب ايدز پشت اعتياد تزريقی مخفی می کنن. می گفت عين تايلند که اول از معتادهای تزريقی شروع شد و توی زندان ها حداکثر مبتلايان رو داشت اما بعد که اين زندانی ها بيرون اومدن از طريق اونا به زن های خيابانی منتقل شد و بعد به بقيه جامعه الان ايران توی مرحله دومه و ديگه صحبت از زندانی ها کافی نيست. وقتی راه حل مسئله به سادگی استفاده از کاندوم باشه و يک عالمه آدم اين رو ندونن فاجعه است. وقتی دليل ندونستنشون اين لاپوشونی های مسخره باشه و اين تابوهای تموم نشدنی ديگه مصيبته. شهريار اومده نشسته روی پام نمی تونم ادامه بدم. تا بعد...
Niaz

[خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]