نياز
۱۳۸۱/٩/۱٦
 
از اون بارون های سيل داره می آد که مخصوص اين جاست. عين اينه که دوش حموم رو باز کرده باشی. بچه های برف و بارون ندیده من هم که حالی به حالی شدن تا بارون گرفت و بعد از نهار با خواهش و التماس اجازه گرفتن رفتن تو حیاط. نگار چتر نوی خودش رو برداشت و شهريار رو هم مجهز کردم به لباس گرم که استثنائاْ به خاطر وصل بارون اجازه داد تنش کنم و کلاه پشمی هم سرش بگذارم و بعد با سارا رفتن تو حياط و کيف کردن. اين هم عکسشون:

حالا هم دوتايی رفتن دوش آب گرم بگيرن بعد از دوش بارون سرد چون وقتی اومدن تو خيس خيس بودن. البته تو عکس شر شر بارون مشخص نيست!
امروز ساعت پنج جلسه انجمنه. حوصله شو ندارم. ديگه دارن از حموم ميان بيرون برم تا بعد.
Niaz

[خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]