دريابندری؟ يعنی رفت؟ زنگ زدم به خواهرم اما نه خودش بود نه شوهرخواهرم. خواهرزاده ام هم نمی دونست که راسته يا نه. زنگ زدم به دوست عزيزم اما اون هم نمی دونست. ه گ اومد خونه و اون هم خبر نداشت. اما نيما نوشته که نجف دريابندری روز دهم شهريور فوت کرده. می دونم که برای همه مرگ پيش مياد، می دونم که اون هم بايد می رفت همون طور که اخوان رفت، شاملو رفت... ولی چرا من سه روز گذشته و می فهمم؟ چرا همه جا پر بود از مرگ فرهاد و بعد از اين همه گشتن من اين جا و امروز رسيدم به اين خبر؟ حالا دارم هی می گردم دنبال تاييد. که چی بشه؟ که سرم بياد پايينتر؟ غصه غصه به اندازه يک دريای بی بندر غصه....

/ 9 نظر / 6 بازدید
كتي

بيا تا قدر يكديگر بدانيم كه تا ناگه ز يكديگر نمانيم آزيتا جان هيچكس قدر آدم رو نمي دونه. اونهايي كه به خودشون بها مي دن ودر زندگيشون براي انيكه با بقيه فرق كنند، زحمت مي كشند، اين قدر را براي خودشون ز

كتي

قائل شدن و از زندگي چيزي بيشتر از ايني كه هست بيرون كشيدند ولي حيف كه قبل از اينكه هويتشون فاش شود، قدري ازشون نمي مونه و ناگهان بانگي برآمد ....... تو سلامت وپاينده باشي

كتي

قائل شدن و از زندگي چيزي بيشتر از ايني كه هست بيرون كشيدند ولي حيف كه قبل از اينكه هويتشون فاش شود، قدري ازشون نمي مونه و ناگهان بانگي برآمد ....... تو سلامت وپاينده باشي

من و ويرجينيا

دوست پر از محبتم از اظهار لطف زيبايت بسيار ممنونم من اما چند باري به بلاگ پر از زمزمه شما سر زده بودم ولي بدون پيغام هم شما و هم كازابلانكا شهريار شيرينت را از طرف ويرجينيا ببوس

سپيده شاملو

آزيتاي عزيز- درست كه تو دريابندري را دوست داري و برايش نگران هستي ولي اين درست نيست كه چنين خبر اشتباهي را در بلاگت بنويسي

سپيده

او زنده است. دعا كنيم دير بماند و مثل آنها كه منتظر مرگ هر روشنگري هستند نباشيم. به پيشواز اين مرگ نرويم

نيما

دوست ناديده ام ، سلام! خبر درگذشت دريابندري را در سايت کتابخانه خواندم و نوشتم. چند روز بعد که دوباره رفتم سراغ سايت کتابخانه ، ديدم خبر پاک شده. من هم خبرم را پاک کردم.پوزش مي خواهم از خبر اشتباهي که دادم. پيروز باشي.

محمد مهدی

مثل نا گهان... يک شهاب کال... تند و رعدناک... بي امان در آسمان شکفت و گفت: عمر لحظه ايست... از بر آمدن... تا به آخر آمدن... و در اين ميان... کار ما شکفتن است و بس... گفت و خاک شد !

رويا

آزيتاي عزيز چرا مدتي است كه چيزي ننوشته اي؟ نگرانت شده ايم.