جان بی جمال جانان میل جهان ندارد

هرکس که این ندارد حقا که آن ندارد

دلم برای دایی جون یک دنیا تنگ شده....

تافلم افتاد جلو و همین جمعه است. یکی وقت امتحانش رو کنسل کرده بود. مشکل اصلیم فعلاْ اینه که وقت برای قسمت اسپیکینگ کم می آرم. کلی از حرف هام نزده باقی می مونه!

نوک انگشت چهارم دست راستم رو هم سه شب پیش با رنده تقریباْ کندم که فکر می کردم کار به بخیه بکشه ولی انگار داره جوش می خوره فقط هنوز درد داره و نمی تونم باهاش تایپ کنم که امیدوارم تا جمعه این دردسر بر طرف بشه چون قسمت رایتینگ همه اش تایپه.

اسباب کشی مادر و پدرم انجام شد اما هنوز خوب جا نیفتادن. تقریباْ هر روز اون جام. دیدن این که ظرف یک سال دوتایی‌شون مخصوصاْ مادرم که کلی فعال و سرزنده بود این جوری سالخورده و ناتوان شدن خیلی دردناکه. مادرم دیگه بیشتر روزها حتی غذا هم نمی‌تونه بپزه

هزارتا چیز خوب و نقطه روشن توی زندگیم هست که شاکر همه شونم مخصوصاْ ه.گ و بچه‌ها. اما یک موقع‌هایی هم هست که اصلاْ میل جهان ندارم. دلم برای سینه صاف کردن های دائمتون تنگ شده. همونایی که غر خاله جون رو در می آورد. دلم برای لبخندهاتون که هیچکی مثلشو نداشت تنگ شده. حتی برای اخم‌های پردرد اون ماه‌های آخر هم. دلم اون دست‌های بزرگ و پرگره و قوی‌تون رو می‌خواد. دوستتون دارم...

/ 3 نظر / 11 بازدید
هايده

هيچکس از تو انتظار ندارد که دلت برايشان تنگ نشود و يا اشک نريزی. آنچه که اهميت دارد اين است که تو از آنچه که از دايی جون آموختی اندوخته هايت را به بچه هايت انتقال دهی. تمرين کن ببين هم خودت با اينکار انرژی بيشتری ميگيری و هم بچه ها خوشحالتر خواهند شد. سعدی را با همان شور و هيجان دايی جون با دخترت بخوان و همه دنيا را با همان ديد نگاه کن. فقط بدون که من هميشه برای تو هستم و شانه هايم را برای گريه کردن ها آماده کرده ام. يا ای ميل ميکنمشون و يا اس ام اس... خيلی دوستت دارم. حالا از طرف من برو دماغت را بگذار لای موهای سر بچه هات و يک نفس عميق بکش. اين کار به من خيلی کمک ميکنه. منو ميخکوب ميکنه تو لحظه ای که توش هستيم و از گذشته جدام ميکنه و با واقعيت هستی روبرو ميکنه. قربونت برم

سبا

چه محشره که زودتر تافل رو می دی و از شرش خلاص می شی... می بينی نسبيت رو ؟ من می گم ، سپيکينگ من محشره و تو می گی تو سپيکينگ کم ميارم !!!!! اعتماد به نفس رو داری ؟؟؟