دوتا لينک زير ايراد داشت که درستشان کردم. فعلا خيلی روی دور نوشتن نيستم ببخشين. اميدوارم فردا حال و روزم بهتر باشه. البته ربطی به قضيه عراق و تلفن مادرم ندارد، نگران نشين. تا فردا.

/ 5 نظر / 6 بازدید
Vahid

نياز خانم عزيز... من همون كازابلانكام... نه كازيبلانكا!... البته همين كه يه نفر پيدا مي‌شه يادداشت‌هاي آدمو مي‌خونه، خودش كلي غنيمته

Vahid

(البته خودمونيم، اشكال يه كمي از اون يكي دوستمونه... كازيبلانكا يه اسميه مثل ”گينج قاربون“ يا مثلا ”ريبيرت دينيرو“...) البته قصدم توهين به اون دوستمون نيست، فقط مي‌خوام بگم اشتباه تو عادي بوده...

Vahid

، حالا چه برسه كه يه يادداشت بامحبت هم بنويسه، كه ديگه كلي حال آدم جا مي‌آد (همون احساس بالاخره يكي اينا رو خوند!)... حالا حتي اگه عوضي گرفته باشه!

Vahid

بعدش اين كه من امشب يادداشت تو رو خوندم، مرسي، همون يادداشت باعث شد تا دوباره از امشب بنويسم تو اون وبلاگ...و هم‌چنين وبلاگتو خوندم... چه‌قدر حس زندگي داره... چه‌خوبه.

Vahid

چه افتضاحي شد! لطفا يادداشتهاي منو از پايين به بالا بخون، دنباله‌دارن!... (از بس كه گفت 256 كاراكتر!)