بهه. کلی نوشتم وقتی زدم روی ارسال مطلب و بازسازی وبلاگ همه‌اش پرید! خوب سعی می‌کنم دوباره بنویسم:

اووووه واقعاْ از اول مرداد تا حالا ننوشته بودم؟ چقدر زود گذشته پس. اول بنویسم که از اون موقع تا حالا چی‌ها شده. هری پاتر هفت رو بلعیدم (باز هم به زبون اصلی. بعضی از این ترجمه‌هایی که ازش شده چقدر هول‌هولکی و مزخرفن! یکی عنوان کتاب رو ترجمه کرده هری پاتر و قدیسان مرگبار!!!!! آخه عمو، یک دور کتاب رو می‌خوندی ببینی جریانش چیه.) عالی بود. از همه جلدهاش بیشتر چسبید و دایره قصه رو به بهترین وجه کامل کرد. یک کتاب غیرداستانی خیلی خوب هم خوندم که مال خانم شینودا بولن بود اما عنوان فارسیش بس که دراز بود یادم رفته! انگلیسیش می‌شد Goddesses in Every Woman. فارسیش یک چیزی تو مایه‌های اساطیر و روانشناسی زنان بود. یک فصل کاملش هم که مربوط به آفرودیت خدابانوی عشق و شور بودش حذف شده بود. اگه احیاناْ کسی این کتاب رو به انگلیسی داره می‌شه به من قرض بده؟

دیگه دیگه... مادر و پدرم خونه‌ای رو که سی و هفت سال بود توش نشسته بودن فروختن و یک جای کوچولویی خریدن نزدیک ما و خواهرم اینا. قراره دوشنبه تحویلش بگیرن. اما از اواخر شهریور که دردهای آرتروزی مادرم خیلی تشدید شده بودن آوردیمشون پیش خودمون. یک چند روزی این وسط‌ها می‌رفتن خونه قدیمی که هنوز تحویل خریدار ندادن و بعد برمی‌گشتن. نتیجه مثبت این اقامت نزدیک شدن مادرم و شهریار به هم بود.

بچه‌ها هم که دوباره رفتن مدرسه. شهریار دوم دبستان و نگار اول دبیرستان. جفتی خیلی راضی هستن و مدرسه‌هاشون رو دوست دارن. نگار عاشق شیمی شده. ژن شیمی خانواده بالاخره به اون هم رسید.

خودم چی؟ یک ترجمه فیلم کردم برای تهیه زیرنویس انگلیسی یک فیلم مستند ایرانی. خیلی چسبید. یک کار ویرایش دستمه که با جدیت تمام و با مدیریت ه.گ. روش کار می‌کنم. اما بیشتر وقتم فعلاْ مصروف مامانمه. این چند روزه مادر و پدر ه.گ. هم پیشمون بودن و دیشب رفتن. تو مدرسه شهریار هم هفته‌ای ۵ ساعت انگلیسی درس می‌دم البته نه به کلاس شهریار. وقتی دوباره تنها بشیم یک برنامه منظم تافل‌خوانی برای خودم می‌گذارم که تا دو ماه دیگه امتحانش رو بدم. یک سری کتاب هم باید برای نوشتن پروپوزال بخونم.

یک وبلاگ هم معرفی کنم که به خصوص به درد مادرهایی که بچه کوچیک دارن می‌خوره:

http://berimbazi.persianblog.ir

دیگه همینا فعلاْ

/ 3 نظر / 19 بازدید
الهام

Unbelievable. The weblog's owner is still alive.

الهام

سلام. سماجت منو داری ديگه. همه از وبلاگ تو قطع اميد کردند فقط منم که اين جا چک می کنم و پيام ارسال می کنم.

مامان ارغوان

سلام خانومي، خيلي به يادتم هميشه. خداييش خلي فعالي شما. راستي من بي سواد تافل ثبت نام كردم آذرماهه هيچي نمي خونم فكر كنم صفر بشم. راستي ارغ.ان الان ۳ سال و پنج ماهشه مهد نمي ره و مي خوام زبانو براش شروع كنم راهنماييم مي كني؟