من هنوز به فرم جديد پرشين بلاگ عادت نکردم و يادداشت پريروزم رو با «فرستادن» ارسال کردم و امروز ديدم تو حافظه مونده و تو وبلاگ ظاهر نشده، ببخشيد. خلاصه پيرو اون قضايا که حالا ديگه می‌تونين بخونينشون، مامان و بابام ديشب اومدن پيش ما 1.gif. برای شهريار هم يک اتوبوس دو طبقه و يک ماشين سياه «گندا» آوردن که گل از گلش شکفت! نگار هم که يک عالمه کتاب جديد دريافت کرد و خوشبختانه امروز امتحانات نوبت اولش تموم می‌شه و می‌تونه کتاب‌ها رو يکی بعد از ديگری قورت بده و دو روز ديگه باز به جون من غر بزنه که کتاب چی بخونم؟! يک عالمه هم لباس‌های خوشگل خوشگل برامون آوردن، جاتون خالی. خوب ديگه برم برسم بهشون

/ 5 نظر / 6 بازدید
مجيد

سلام جوانترين ييرزن دنيا!!!!!!!!!!!!!!! به بابا و مامان سلام برسون وخوب ازشون يذيرايی کن خوش بحالت که اينقدر وقت ازاد داری تا هميشه در حال کتابخوندن باشی. اخ که دلم لک زده برای انروزهای خوب بيکاری!!!!!

gentelman

نياز جان چشت روشن

tereza

از آشنايی با شما خوشحالم،سری هم به من بزنيد.

Heidi

cheshmet roshan nazare aghayeh Majid ra khoondam to delam khandidam keh engar khandan ketab barayeh to mosavist ba bikari agar hich kas nadooneh man midoonam keh to cheghadr mashghool hasti va beh gholi workaholic ta tasavor mardom az vaght azad o bikari chi basheh

gentelman

نياز جان کجايی نيستی.دلم برای نوشته های قشنگت تنگ شده